............. بدترین روز .............
از شکاف پنجره
شعاعی از نور به قاب عکست می تابد
و چهره خندانت را زنده می کند
با تو و خنده هایت سرگرمم
تا وقتی که غروب از راه می رسد
و با دستان سرخش
مرا از قاب بیرون می کشد
به امید فردا و شعاعی از نور
امشب را در دستان او جان می دهم
و سحرگاه
از نوازش خنده هایت جان می گیرم
شاعر: زینت تاراس
...........................................................................
بدترین روز دنیا و بدترین روز زندگی چه روز بدیه امروز روز نبودن و ندیدن تو 


عزیزم همیشه با ما هستی تا رسیدن به تو امیدواریم فقط و فقط با تو و در کنار تو باشیم یعنی این آرزوی همه ما هستش همه ماهایی که بدون تو فقط روزگار رو می گذرونیم تا با تو باشیم.
قربونت برم 

من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون آسمون آبی می خوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتای بی تابی میخوام
من میخوام یه دسته گل به آب بدم
آرزوهامو به یک حباب بدم
سیبی از شاخه ای حسرت بچینم
بندازم رو آسمون و تاب بدم
گل ایوون بهاره دل من
یه بیابون لاله زاره دل من
من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتای بی تابی میخوام
مثل یه دسته گل اقاقیا
دلم آواز میخونه بیا بیا
تو می ری پشت علفها گم می شی
من می مونم و گل اقاقیا
گل ایوون بهاره دل من
یه بیابون لاله زاره دل من
خواننده : سیمین غانم
عشق
مردی زنی را گفت : عاشقم و دلم از پی تو روان است.
زن گفت: خواهری دارم که از من زیباتر است و در پی من می آید.
مرد بدان سو نگریست
زن گفت: ای دروغگو ادعای عشق ما می کنی و در پی دیگرانی.
جوامع الحکایات / عوفی
بهارتان مبارک
بهار تکرار گل است و بهشت تکرار بهار با ضریب بی نهایت
اگر بهار را در خود تکرار کنیم بهشت همین جاست.
بهارتان مبارککککککککککککککککککککککککککک
آخر سال
این خط آخر دفتر سال نود هستش
______________________________________________
یه جمله یادگاری برام بنویس.
← صفحه بعد
نظرات ()
